هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از زیباییهای از دست رفته و نبود معشوق سخن میگوید. شاعر از تأثیر فصلها بر طبیعت و احساسات درونی خود میگوید و از دلتنگی و حیرت خود در غیاب معشوق یاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر شعر، درک آن را برای سنین پایینتر دشوار میسازد.
شماره ۱۴۳ - گل ندارد تاب دست انداز باد مهرگان
گل ندارد تاب دست انداز باد مهرگان
تا خزان آمد، دکان حسن را برچیده است ۱
تا نباشی، یک قدم نتوان برون رفتن به سیر
بی تو، دل گاهی که از خود رفته، برگردیده است ۲
ساغر عیشم که هرگز روی گردش را ندید
حیرتی دارم که چون درساختن، گردیده است؟ ۳
تا خزان آمد، دکان حسن را برچیده است ۱
تا نباشی، یک قدم نتوان برون رفتن به سیر
بی تو، دل گاهی که از خود رفته، برگردیده است ۲
ساغر عیشم که هرگز روی گردش را ندید
حیرتی دارم که چون درساختن، گردیده است؟ ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۱۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۲ - لب تر نکنم ز آب خضر تا می ناب است
گوهر بعدی:شماره ۱۴۴ - سرتاسر دهر، جز خدا کیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.