هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از عشق و امید و ناامیدی سخن میگوید. او از شراب و گلاب به عنوان نمادهایی از لذت و امید استفاده میکند، اما در نهایت به سراب بودن امیدها اشاره میکند. آیینه و خواب نیز به عنوان نمادهایی از انتظار و ناامیدی به کار رفتهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادهایی مانند شراب نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۲ - لب تر نکنم ز آب خضر تا می ناب است
لب تر نکنم ز آب خضر تا می ناب است
چون شیشه، مرا خانه تن وقف شراب است ۱
بی گل، نفسی بلبل ما زنده نماند
در فصل خزان، زنده به امید گلاب است ۲
آیینه که هرگز نگذارد مژه برهم
بی دیدن رخسار تو سرچشمه خواب است ۳
ما را ز جفای ره امید برآورد
خضری که درین بادیه دیدیم، سراب است ۴
چون شیشه، مرا خانه تن وقف شراب است ۱
بی گل، نفسی بلبل ما زنده نماند
در فصل خزان، زنده به امید گلاب است ۲
آیینه که هرگز نگذارد مژه برهم
بی دیدن رخسار تو سرچشمه خواب است ۳
ما را ز جفای ره امید برآورد
خضری که درین بادیه دیدیم، سراب است ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۱ - مرگ، مفلس را ز عمر جاودانی بهتراست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۳ - گل ندارد تاب دست انداز باد مهرگان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.