هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از تشبیههای زیبا و عمیق برای بیان احساسات شاعر درباره ناشناخته ماندن، سرگشتگی و ناتوانی در شناخت خود و دیگران استفاده میکند. شاعر از عناصری مانند گردباد، دریا، آب و طغرا برای انتقال مفاهیم عاطفی و فلسفی بهره میبرد.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۴۶ - چو گردباد، دلم رهنمای خود نشناخت
چو گردباد، دلم رهنمای خود نشناخت
ازین جریده روی مدعای خود نشناخت ۱
شناخت طرز کرم را کسی که چون دریا
کفی به خیر گشود و گدای خود نشناخت ۲
سرودخوانی مطرب ز عندلیب مجوی
که همچو آب، مقام صدای خود نشناخت ۳
شدم خفیف ز بالانشینی گردون
به این سیاه چه سازم که جای خود نشناخت ۴
چگونه راه شناس غمت شود طغرا
که پای خود ز سر و سر ز پای خود نشناخت ۵
ازین جریده روی مدعای خود نشناخت ۱
شناخت طرز کرم را کسی که چون دریا
کفی به خیر گشود و گدای خود نشناخت ۲
سرودخوانی مطرب ز عندلیب مجوی
که همچو آب، مقام صدای خود نشناخت ۳
شدم خفیف ز بالانشینی گردون
به این سیاه چه سازم که جای خود نشناخت ۴
چگونه راه شناس غمت شود طغرا
که پای خود ز سر و سر ز پای خود نشناخت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۵ - سهل باشد همت ساقی، گر از مینا گذشت
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷ - هر دل که ازان نگار خالی ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.