هوش مصنوعی:
این شعر از طغرا بیانگر احساس غم و تنهایی شاعر به دلیل دوری از معشوق است. او با استفاده از استعارههای مختلف مانند باغ بیبهار، درخت چنار بیبرگ و شیشه ساعت، احساس پوچی و بیثمری خود را توصیف میکند. گلشنی که پر از بتان است اما جای یار خالی است، نمادی از این است که با وجود حضور دیگران، تنها معشوق میتواند شاعر را سیراب کند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی در شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۴۷ - هر دل که ازان نگار خالی ست
هر دل که ازان نگار خالی ست
باغی ست که از بهار خالی ست ۱
از کودک اشک می شود پر
هرجا ز توام کنار خالی ست ۲
با اینهمه ریشه کاری سعی
دستم چو کف چنار خالی ست ۳
چون شیشه ساعتم سبکروح
روزی که دل از غبار خالی ست ۴
طغرا، شده گلشن از بتان پر
افسوس که جای یار خالی ست ۵
باغی ست که از بهار خالی ست ۱
از کودک اشک می شود پر
هرجا ز توام کنار خالی ست ۲
با اینهمه ریشه کاری سعی
دستم چو کف چنار خالی ست ۳
چون شیشه ساعتم سبکروح
روزی که دل از غبار خالی ست ۴
طغرا، شده گلشن از بتان پر
افسوس که جای یار خالی ست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۶ - چو گردباد، دلم رهنمای خود نشناخت
گوهر بعدی:شماره ۱۴۸ - هر گل این بوستان، روی نگاری بوده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.