هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنج و بیقراری خود میگوید و بیان میکند که حتی در لحظات ظاهری آرامش نیز آسوده نیست. او خود را به شمعی تشبیه میکند که تمام شب در حال سوختن است و آرامش واقعی را تجربه نمیکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی و عاشقانه پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۸۳ - از من بیمار حسرت، برگ آسایش مجوی
از من بیمار حسرت، برگ آسایش مجوی
کز گل آزار، نقش بسترم آسوده نیست ۱
همچو شمع بزم، سرتاپا نیاسودم شبی
پا اگر آسوده می گردد، سرم آسوده نیست ۲
کز گل آزار، نقش بسترم آسوده نیست ۱
همچو شمع بزم، سرتاپا نیاسودم شبی
پا اگر آسوده می گردد، سرم آسوده نیست ۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲
۱۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۲ - نیست از دست نکویانم زبان و دل یکی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۴ - روز حساب را شب زلفت علامت است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.