هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر بیان میکند که دل و زبانش از نیکیها خسته شدهاند. دلش به فکر دیگری است و لبهایش در جستجوی کسی دیگر. او خود را مانند فانوسی میداند که هیچ نوری از خود ندارد و روشنایی خانهاش از چراغ دیگری است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۱۸۲ - نیست از دست نکویانم زبان و دل یکی
نیست از دست نکویانم زبان و دل یکی
دل به فکر دیگری، لب در سراغ دیگری ست ۱
همچو فانوسم، ز خود چیزی ندارم دربساط
روشنی در کلبه من از چراغ دیگری ست ۲
دل به فکر دیگری، لب در سراغ دیگری ست ۱
همچو فانوسم، ز خود چیزی ندارم دربساط
روشنی در کلبه من از چراغ دیگری ست ۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲
۱۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۱ - دیدم به جانبش، ز حیا روی خود گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۸۳ - از من بیمار حسرت، برگ آسایش مجوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.