هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق نافرجام و درد فراق سخن میگوید. شاعر از فرصتهای از دست رفته، غم عشق و اشکهای بیپایان مینالد. تصاویری مانند شانهای که از زلف معشوق میگذرد، آتش و آب که نماد تضادهای عاطفی هستند و سیل اشکها که از ابروی معشوق میگذرد، به کار رفتهاند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۲۰۴ - فرصت صد بوسه در کف داشت، وز اقبال ما
فرصت صد بوسه در کف داشت، وز اقبال ما
شانه غافل در شب زلف از بر آن رو گذشت ۱
اشک بر سوز دلم هرگز سر راهی نبست
آتش از یک سو چو آمد، آب از یک سو گذشت ۲
همچو سیلی کز سرپل بگذرد در نوبهار
آب چشمم در خیال رویش از ابرو گذشت ۳
شانه غافل در شب زلف از بر آن رو گذشت ۱
اشک بر سوز دلم هرگز سر راهی نبست
آتش از یک سو چو آمد، آب از یک سو گذشت ۲
همچو سیلی کز سرپل بگذرد در نوبهار
آب چشمم در خیال رویش از ابرو گذشت ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۱۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۳ - طفل اشکم ز شورچشمی خلق
گوهر بعدی:شماره ۲۰۵ - زلف با قامت او، تا به کمر همراه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.