هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از درد عشق و رازداری سخن میگوید. او از زلف یار به عنوان شنوندهای که راز دلش را میداند یاد میکند و از سوختنش به دلیل افشای راز توسط آشنا به بیگانه مینالد. همچنین، به شیخ جام و رازداری او اشاره میکند و از بیان اسرار نهفته در دل توسط لب پیمانه سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۲۳۹ - مو به مو حال دلم را زلف او با شانه گفت
مو به مو حال دلم را زلف او با شانه گفت
سوختم کز آشنا حرفی به آن بیگانه گفت ۱
بود چون آگه به رنگ شیخ جام از راز دل
آنچه مینا داشت در خاطر، لب پیمانه گفت ۲
سوختم کز آشنا حرفی به آن بیگانه گفت ۱
بود چون آگه به رنگ شیخ جام از راز دل
آنچه مینا داشت در خاطر، لب پیمانه گفت ۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲
۱۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۸ - سفید گشت سرم از شکوفه پیری
گوهر بعدی:شماره ۲۴۰ - پیغمبریم و ملت ما غم کشیدن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.