هوش مصنوعی:
این شعر از مولانا بیانگر مفاهیمی مانند نابودی، دود و آتش، جور فلک، ناامیدی و ندامت است. شاعر از ناچاری و بیپناهی سخن میگوید و احساساتی مانند اندوه و پشیمانی را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند ناامیدی و ندامت نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۳۸۲ - این یک دم نابود، چه باشد چه نباشد
این یک دم نابود، چه باشد چه نباشد
با آتش ما دود، چه باشد چه نباشد ۱
فلک بی جور خلق از شیوه رفتار می ماند
درشتی گر نباشد، آسیا از کار می ماند ۲
کشد چون آفتاب از کوی آن مه پا به ناچاری
نگاهش همچو کاه زرد بر دیوار می ماند ۳
در آهنگ ندامت، طرز خاموشی نمی دانم
لبم گر خاک گردد، بانگ استغفار می ماند ۴
با آتش ما دود، چه باشد چه نباشد ۱
فلک بی جور خلق از شیوه رفتار می ماند
درشتی گر نباشد، آسیا از کار می ماند ۲
کشد چون آفتاب از کوی آن مه پا به ناچاری
نگاهش همچو کاه زرد بر دیوار می ماند ۳
در آهنگ ندامت، طرز خاموشی نمی دانم
لبم گر خاک گردد، بانگ استغفار می ماند ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۱ - با درد من دوای کسی سازگار نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۸۳ - کس به فریاد جرس گر نرسد، جا دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.