هوش مصنوعی:
این شعر از زبان شاعری است که از ناتوانی در کنترل احساسات و شرایط خود میگوید. او از ناتوانی در خنداندن فردی تندخو، کنترل اشکهایش، و ترس از افتادن مانند کودکی که از دایهاش میافتد، سخن میگوید. همچنین، اشارهای به عزت نفس فردی دارد که مانند خورشید میدرخشد و سر فرود نمیآورد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، فهم آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۳۸۸ - تبسم از لب آن تندخو نمی آید
تبسم از لب آن تندخو نمی آید
چو آب لعل که موجش به رو نمی آید ۱
چه سان کند مژه ام منع اشک ریزی چشم
عنان چشمه گرفتن ز جو نمی آید ۲
کسی که داد چو خورشید، تن به عریانی
سرش به اطلس گردون فرو نمی آید ۳
چو کودکی که بیفتد ز کتف دایه خود
ز ترس، بر سر دوشم سبو نمی آید ۴
چو آب لعل که موجش به رو نمی آید ۱
چه سان کند مژه ام منع اشک ریزی چشم
عنان چشمه گرفتن ز جو نمی آید ۲
کسی که داد چو خورشید، تن به عریانی
سرش به اطلس گردون فرو نمی آید ۳
چو کودکی که بیفتد ز کتف دایه خود
ز ترس، بر سر دوشم سبو نمی آید ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۱۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۷ - از عقده های زلف بتان شانه نگذرد
گوهر بعدی:شماره ۳۸۹ - عمرم همه صرف گلرخان شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.