هوش مصنوعی:
شاعر از گذر عمر و پیری خود میگوید و افسوس میخورد که روزگار بهار زندگانیاش به خاطر بداقبالی به پاییز تبدیل شده است.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق فلسفی مانند گذر زمان و پیری نیاز به درک و بلوغ فکری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد قابل درک است.
شماره ۳۸۹ - عمرم همه صرف گلرخان شد
عمرم همه صرف گلرخان شد
من پیر شدم، هوس جوان شد ۱
ایام بهار این گلستان
از سستی طالعم خزان شد ۲
من پیر شدم، هوس جوان شد ۱
ایام بهار این گلستان
از سستی طالعم خزان شد ۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲
۱۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۸ - تبسم از لب آن تندخو نمی آید
گوهر بعدی:شماره ۳۹۰ - دل داده ام به یار، ببینم چه می شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.