هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از عشق و وصال سخن میگوید، اما با بیانی پر از استعاره و کنایه. او از جدایی مینا، پیاله و می میگوید که نمادهای دوری از معشوق هستند. همچنین، از ناز بلبل و حیا نسیم یاد میکند که نشاندهندهی عشقی آرام و پراحساس است. در پایان، از کمقسمتی خود مانند غنچهای سخن میگوید که هنوز به بلوغ نرسیده است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و استعاری است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و کنایههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۹۵ - در بزمگاه وصل چو نوبت به ما رسد
در بزمگاه وصل چو نوبت به ما رسد
مینا جدا، پیاله جدا، می جدا رسد ۱
گل سر به نازبالش بلبل نمی نهد
در گلشنی که پای نسیم حیا رسد ۲
چون طفل غنچه، از گل کم قسمتی مرا
تا پیرهن ز کف نرود، کی قبا رسد ۳
مینا جدا، پیاله جدا، می جدا رسد ۱
گل سر به نازبالش بلبل نمی نهد
در گلشنی که پای نسیم حیا رسد ۲
چون طفل غنچه، از گل کم قسمتی مرا
تا پیرهن ز کف نرود، کی قبا رسد ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۱۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۴ - عشوه بیرون نمی رود ز تنش
گوهر بعدی:شماره ۳۹۶ - خاک غربت شود اندوه وطن را درمان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.