هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساس ناامیدی و تنهایی سخن میگوید، اما در عین حال به عشق و امید نیز اشاره دارد. او از نداشتن ابزارهای شادی مانند پیمانه و کلید میخانه میگوید، اما با وجود این، به عشق و امید (زلف گرهگیر) چنگ میزند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مینوشی و شورش ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۵۰۰ - یک شورش ما رهبر صد بارش سنگ است
یک شورش ما رهبر صد بارش سنگ است
لیکن سر هنگامه طفلانه نداریم ۱
یک جا نشود جمع، دو برگ طرب ما
داریم گهی شیشه که پیمانه نداریم ۲
گویی که ز ما گم شده انگشت شهادت
روزی که کلید در میخانه نداریم ۳
داریم سر زلف گرهگیر تو در دست
غم نیست اگر سبحه صد دانه نداریم ۴
لیکن سر هنگامه طفلانه نداریم ۱
یک جا نشود جمع، دو برگ طرب ما
داریم گهی شیشه که پیمانه نداریم ۲
گویی که ز ما گم شده انگشت شهادت
روزی که کلید در میخانه نداریم ۳
داریم سر زلف گرهگیر تو در دست
غم نیست اگر سبحه صد دانه نداریم ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۹ - اگر غیرت عشق مانع نگردد
گوهر بعدی:شماره ۵۰۱ - نهان شد صافی ام ز آمیزش ناصاف این مجلس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.