هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنج و اندوه خود میگوید که به دلیل بیتوجهی معشوق، در حالتی از ناامیدی و خستگی به سر میبرد. او از تشبیهات مختلفی مانند گل مهتاب، آهنگ کمانچه، و سوختن مانند شمع برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۰۲ - شب از رنج خمار آزرده بودم
شب از رنج خمار آزرده بودم
نمی خوردم پیاله، مرده بودم! ۱
به ذوق آنکه پاشم بر قبایت
گل مهتاب را افشرده بودم ۲
نشد میلم به آهنگ کمانچه
ز بس تیر تغافل خورده بودم ۳
نسیم آهم از سر وا نمی شد
چو گیسوی تو بر هم خورده بودم ۴
سرانگشتم چرا می سوخت چون شمع؟
اگر داغ ترا نشمرده بودم ۵
نمی خوردم پیاله، مرده بودم! ۱
به ذوق آنکه پاشم بر قبایت
گل مهتاب را افشرده بودم ۲
نشد میلم به آهنگ کمانچه
ز بس تیر تغافل خورده بودم ۳
نسیم آهم از سر وا نمی شد
چو گیسوی تو بر هم خورده بودم ۴
سرانگشتم چرا می سوخت چون شمع؟
اگر داغ ترا نشمرده بودم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۱ - نهان شد صافی ام ز آمیزش ناصاف این مجلس
گوهر بعدی:شماره ۵۰۳ - با شب تیره ز تاریکی آن مو گفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.