هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و ناآشنایی با دردهای عاشقی سخن میگوید. او خود را بیوقوف و شرمنده میداند، اما دلش از امید وصل شکفته است. با وجود اینکه هر برگ از وجودش شناسنده است، اما هنوز یار و گل حقیقی را نشناخته است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
شماره ۵۲۶ - دستم نگشت با گل داغ تو آشنا
دستم نگشت با گل داغ تو آشنا
گلچین بی وقوفم و شرمنده گلم ۱
دل از خیال وصل رخت صدچمن شکفت
آیینه دار موسم آینده گلم ۲
نشناختم که یار کدام است و گل کدام
با آنکه برگ برگ، شناسنده گلم ۳
گلچین بی وقوفم و شرمنده گلم ۱
دل از خیال وصل رخت صدچمن شکفت
آیینه دار موسم آینده گلم ۲
نشناختم که یار کدام است و گل کدام
با آنکه برگ برگ، شناسنده گلم ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۵ - مویی شده ام، به که به موی تو بسازم
گوهر بعدی:شماره ۵۲۷ - در میان هستی ما، نیستی گل کرده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.