هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از رنجها و ناکامیهای عشق میگوید. او اشاره میکند که سالها گریه کرده و کمتر به شادی رسیده است. همچنین از میزبانانی مینالد که جز خون چیزی به او ندادهاند. در پایان، از حیرت و شگفتی خود در برابر معشوق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به رنج و اندوه نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۵۴۱ - دلخوشی هرگز نمی افتد شگون بر اهل عشق
دلخوشی هرگز نمی افتد شگون بر اهل عشق
گریه کردم سالها، گر یک نفس خندان شدم ۱
از کدامین میزبان نالم، که چون مینای می
غیر خون چیزی نخوردم، هر کجا مهمان شدم ۲
پیرو آیینه ام در پیشگیریهای عشق
قبل ازان کافتد نگاهم بر رخش، حیران شدم ۳
گریه کردم سالها، گر یک نفس خندان شدم ۱
از کدامین میزبان نالم، که چون مینای می
غیر خون چیزی نخوردم، هر کجا مهمان شدم ۲
پیرو آیینه ام در پیشگیریهای عشق
قبل ازان کافتد نگاهم بر رخش، حیران شدم ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۱۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۰ - دانسته، رو به تیغ نگاه تو آمدم
گوهر بعدی:شماره ۵۴۲ - ظلمت شام غم از نور سحر می بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.