هوش مصنوعی:
شاعر از پیری و ناتوانیهای ناشی از آن شکایت میکند و احساس میکند که حتی صد جوان هم نمیتوانند او را یاری کنند. همچنین، خود را آزاده نمیخواند، زیرا معتقد است که تقدیر او را به اسارت گرفته است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و احساسی مربوط به پیری و تقدیر است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۵۶۷ - از بس ز پا فتاده ایام پیری ام
از بس ز پا فتاده ایام پیری ام
ناید ز صد جوان، سر مو دستگیری ام ۱
آزاده ام مخوان، که ز ملک عدم، قضا
آورده در وجود به طرز اسیری ام ۲
ناید ز صد جوان، سر مو دستگیری ام ۱
آزاده ام مخوان، که ز ملک عدم، قضا
آورده در وجود به طرز اسیری ام ۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲
۱۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۶ - سایه ام از تیره روزی، لیک در ایوان چرخ
گوهر بعدی:شماره ۵۶۸ - برآرد اشکها رنگ کبوترهای صحرایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.