هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غم و اندوه روزگار تاریک خود می‌نالد و از ناامیدی و بی‌پناهی سخن می‌گوید. او بهار زندگی خود را پژمرده می‌بیند و از روزگار سیاه و تاریک خود شکایت دارد. شاعر احساس می‌کند که حتی سحر نیز نمی‌تواند تاریکی شب‌های زندگی او را از بین ببرد. در پایان، او با تلخی از مرگ غم‌هایش سخن می‌گوید و آن را به عنوان عید خود معرفی می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا حاوی مضامین عمیق غم و ناامیدی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و ممکن است تأثیر منفی بر روحیه آن‌ها بگذارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۴ - پامال ترکتاز خزان شد بهار ما

پامال ترکتاز خزان شد بهار ما
ای تیره روز ما و سیه روزگار ما ۱

از تیره‌روزگاری ما ره نمی‌برد
دست سحر به دامن شبهای تار ما ۲

بر خلق عید خویش مبارک که دهر خواند
تاریخ فوت غصه ز لوح مزار ما ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
کانال گوهرین در ایتا
۲۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳ - عشق کرم آموز در‌آمد ز در ما
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - شبی که هجر بپرداخت از تو منزل ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.