هوش مصنوعی:
این شعر از ناامیدی، عشق نافرجام و سرنوشت تلخ شاعر سخن میگوید. شاعر از خندههای تلخ خود بر سرنوشت و از گریههای زبان در بیان عشق و وفا میگوید. همچنین، او از تضادهای زندگی خود با طبیعت سخن میگوید، جایی که خندههای او با گریههای چمن و گریههایش با خندههای چمن همراه است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی مانند ناامیدی، عشق نافرجام و مرگ است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۶۹ - سر آشفته بختم تا به کی بر خویشتن خندد
سر آشفته بختم تا به کی بر خویشتن خندد
چو غنچه کاش این سر در گریبان کفن خندد ۱
تو گر صیاد خونریزی من آن صید گرفتارم
که چون بسمل شوم هر قطره خونم به من خندد ۲
چو از مهر و وفایت قصه آغازم زبان گرید
چو از صبر و شکیب خویشتن لافم سخن خندد ۳
ذخیرهست آسمان را خندههای خرمی بر لب
که تا روزی به کام خویشتن در مرگ من خندد ۴
چه ابر تیرهبختم من فصیحی کاندرین گلشن
چو من خندم چمن گرید چو من گریم چمن خندد ۵
چو غنچه کاش این سر در گریبان کفن خندد ۱
تو گر صیاد خونریزی من آن صید گرفتارم
که چون بسمل شوم هر قطره خونم به من خندد ۲
چو از مهر و وفایت قصه آغازم زبان گرید
چو از صبر و شکیب خویشتن لافم سخن خندد ۳
ذخیرهست آسمان را خندههای خرمی بر لب
که تا روزی به کام خویشتن در مرگ من خندد ۴
چه ابر تیرهبختم من فصیحی کاندرین گلشن
چو من خندم چمن گرید چو من گریم چمن خندد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸ - مگر بازم دل از زخم جفایی شاد میگردد
گوهر بعدی:شماره ۷۰ - از روز سیاهم شب هجران گله دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.