هوش مصنوعی: این شعر از غم و اندوه هجران، فراق و رنج‌های عاشقانه سخن می‌گوید. شاعر با تصاویری مانند شب هجران، صحرای فراق، و چشمه حیوان، احساس تنهایی، درد و اشتیاق خود را بیان می‌کند. همچنین، از ناامیدی و سختی‌های راه عشق شکایت دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال سنگین و نامفهوم باشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند 'خون شهیدان' و 'غم و درد' نیاز به درک بالاتری از احساسات و تجربیات زندگی دارند.

شماره ۷۰ - از روز سیاهم شب هجران گله دارد

از روز سیاهم شب هجران گله دارد
وز صبحدمم شام غریبان گله دارد ۱

لب تشنه فتادیم در آن بادیه کآنجا
از خشک لبی چشمه حیوان گله دارد ۲

در دامن هستی به فغان آمده پایم
مسکین مگر از تنگی دامان گله دارد ۳

صحرای فراق تو که ریگش غم و دردست
چندان که خورد خون شهیدان گله درد ۴

کو نوح که بر زورق افلاک بخندد
امشب که ز دل دیده و دامان گله دارد ۵

پامال دو صد قافله خونست درین راه
آن دیده که از سایه مژگان گله دارد ۶

یک گام فزون نیست ره کعبه فصیحی
رخش طلب از تنگی میدان گله دارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۹ - سر آشفته بختم تا به کی بر خویشتن خندد
گوهر بعدی:شماره ۷۱ - غمش به تازه ندانم چه مدعا دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.