هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از درد هجران و تشنگی عشق مینالد و از خداوند طلب رحمت میکند. او از شعلههای درونی و تشنگی روح خود سخن میگوید و از نقابهای دنیوی و رشک و حسد اطرافیان شکایت دارد. در نهایت، به دنبال آرامش و رهایی از عذاب هجران است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عذاب هجران و تشنگی روح نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۸۶ - گر نقاب از رخ بگیری آفتابم میکشد
گر نقاب از رخ بگیری آفتابم میکشد
ور گذاری این چنین رشک نقابم میکشد ۱
شعلهام وز تشنگی بیتاب ای پیر مغان
آتشی داری کرم فرما که آبم میکشد ۲
بس که گلزار دلم از تشنگی شد شعلهزار
غرقه دریایم و شوق سرابم میکشد ۳
آرزوی دوزخم در آبش عصیان فکند
ای خدا رحمی که هجران عذابم میکشد ۴
بر سر بازار رعنایی فصیحی روز و شب
خود فروشیهای ماه و آفتابم میکشد ۵
ور گذاری این چنین رشک نقابم میکشد ۱
شعلهام وز تشنگی بیتاب ای پیر مغان
آتشی داری کرم فرما که آبم میکشد ۲
بس که گلزار دلم از تشنگی شد شعلهزار
غرقه دریایم و شوق سرابم میکشد ۳
آرزوی دوزخم در آبش عصیان فکند
ای خدا رحمی که هجران عذابم میکشد ۴
بر سر بازار رعنایی فصیحی روز و شب
خود فروشیهای ماه و آفتابم میکشد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵ - چه دانستم که رازم مو به مو اظهار خواهد شد
گوهر بعدی:شماره ۸۷ - تنم از داغ حسرت رشک آتشگاه گبران شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.