هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از درد عشق و حسرت سخن میگوید. او از آتش عشق و غم یاد میکند و از ناکامیهای خود در عشق مینالد. تصاویری مانند آتشگاه گبران، گلستان غم، و طوفان اشک، همگی نشاندهندهی عمق رنج و شوریدگی او هستند. در نهایت، شاعر به رسوایی و سوداییگری خود اعتراف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند 'رسوایی' و 'سوداییگری' نیاز به بلوغ ذهنی برای درک دارند.
شماره ۸۷ - تنم از داغ حسرت رشک آتشگاه گبران شد
تنم از داغ حسرت رشک آتشگاه گبران شد
ز فیض نوبهار غم سراپایم گلستان شد ۱
به آب عافیت گفتم غبار درد بنشانم
نظر در دیدهام اشک و نفس در سینه طوفان شد ۲
به یاد گلرخی شب با حریفان میزدم ساغر
که از خون کبابم چهره آتش گلستان شد ۳
نشد شوقم تسلی هیچگه با آن که چشم من
تهی گشت از نظر هرگه که بر روی تو حیران شد ۴
فصیحیوار رسوایی به خویش از ننگ میپیچد
همانا باز سودایی سرت را ذوق سامان شد ۵
ز فیض نوبهار غم سراپایم گلستان شد ۱
به آب عافیت گفتم غبار درد بنشانم
نظر در دیدهام اشک و نفس در سینه طوفان شد ۲
به یاد گلرخی شب با حریفان میزدم ساغر
که از خون کبابم چهره آتش گلستان شد ۳
نشد شوقم تسلی هیچگه با آن که چشم من
تهی گشت از نظر هرگه که بر روی تو حیران شد ۴
فصیحیوار رسوایی به خویش از ننگ میپیچد
همانا باز سودایی سرت را ذوق سامان شد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶ - گر نقاب از رخ بگیری آفتابم میکشد
گوهر بعدی:شماره ۸۸ - هر شبم داغی چنان در گلخن تن بشکفد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.