هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان دردها و رنجهای عشق و دلشکستگی میپردازد. شاعر از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن میگوید و اشاره میکند که تنها کسانی که این دردها را تجربه کردهاند، میتوانند آن را درک کنند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۹۰ - جان بیرخ تو درد دل غمزده داند
جان بیرخ تو درد دل غمزده داند
ماتمزده حال دل ماتمزده داند ۱
پی بردهام از عشق به جایی که ره آنجا
دیوانه پا بر سر عالم زده داند ۲
این ذوق پیاپی که مرا از می عشق است
در بزم بلا جام دمادم زده داند ۳
ز آن طره بر هم زده آشفتهدلان را
حالیست که آشفته برهم زده داند ۴
کوه غم فرهاد ز من پرس فصیحی
کاندوه دل غمزده را غمزده داند ۵
ماتمزده حال دل ماتمزده داند ۱
پی بردهام از عشق به جایی که ره آنجا
دیوانه پا بر سر عالم زده داند ۲
این ذوق پیاپی که مرا از می عشق است
در بزم بلا جام دمادم زده داند ۳
ز آن طره بر هم زده آشفتهدلان را
حالیست که آشفته برهم زده داند ۴
کوه غم فرهاد ز من پرس فصیحی
کاندوه دل غمزده را غمزده داند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹ - خون شکایتم ز لب زخم چون چکد
گوهر بعدی:شماره ۹۱ - رفتند همدمان و مرا دل فگار ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.