هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به موضوعاتی مانند عشق، انتظار، رنج و امید میپردازد. شاعر با اشاره به زلف پریشان، اشک، خاک شهیدان، بوی پیراهن یوسف، بیمارستان و گلستان، احساسات عمیق انسانی را بیان میکند. در نهایت، شعر به آرزوی رسیدن به کعبه و رهایی از حرمان ختم میشود.
رده سنی:
16+
متن شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات تاریخی و عرفانی نیاز به دانش و تجربه بیشتری برای درک کامل دارند.
شماره ۱۰۳ - دل در آن زلف پریشان رسد و بنشیند
دل در آن زلف پریشان رسد و بنشیند
همچو اشکی که به دامان رسد و بنشیند ۱
کو مروت که سمومی چو درین دشت آید
بر سر خاک شهیدان رسد و بنشیند ۲
بوی پیراهن یوسف به جهان در تک و پوست
خرم آن دم که به کنعان رسد و بنشیند ۳
چون مریضی که نشیند در بیمارستان
بی تو نظاره به مژگان رسد و بنشیند ۴
ناله چون ناله بلبل غرضآلود مباد
که چو شبنم به گلستان رسد و بنشیند ۵
کی بود کی که فصیحی ز بیابان مراد
بر در کعبه حرمان رسد و بنشیند ۶
همچو اشکی که به دامان رسد و بنشیند ۱
کو مروت که سمومی چو درین دشت آید
بر سر خاک شهیدان رسد و بنشیند ۲
بوی پیراهن یوسف به جهان در تک و پوست
خرم آن دم که به کنعان رسد و بنشیند ۳
چون مریضی که نشیند در بیمارستان
بی تو نظاره به مژگان رسد و بنشیند ۴
ناله چون ناله بلبل غرضآلود مباد
که چو شبنم به گلستان رسد و بنشیند ۵
کی بود کی که فصیحی ز بیابان مراد
بر در کعبه حرمان رسد و بنشیند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲ - در دیده نگه چون ز تو در خون بنشیند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴ - بیزارم از آن سینه که از جوش نشیند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.