هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، بیانگر احساسات شاعرانه‌ای است که ترکیبی از درد، عشق، شوق و حیرت را در قالب تصاویر شعری زیبا به تصویر می‌کشد. شاعر از تب عشق، رنج و راحت، و تضادهای درونی خود سخن می‌گوید و از مفاهیمی مانند وفا، بخت، نومیدی و شوق صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات شعری نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارد.

شماره ۱۱۰ - دوش از تب پیکرم چون شعله آتش بال بود

دوش از تب پیکرم چون شعله آتش بال بود
بر لب خاموشیم مهر ادب تبخال بود ۱

رنج و راحت در مزاج درد و درمان می‌گداخت
سونش الماس و ریش دل به یک منوال بود ۲

شعله زد شوق و در گوش شهیدان پنیه سوخت
بر لب حیرت خموشی موج قیل و قال بود ۳

دوست از دشمن نداند کفر و ایمان پوش حسن
فتنه هم از بوی این سنبل پریشان حال بود ۴

زود بالد تیره‌روزی در گلستان وفا
ورنه این بخت سیه در روز اول خال بود ۵

پرگشودن بار نومیدی ز گلشن بستن‌ست
نوحه ماتم برین مرغان صدای بال بود ۶

چشم گفتاری درین گلزار از دل داشتم
چون شکفت این غنچه زیر لب زبان لال بود ۷

من ندانم آتش و گل این قدر دانم که دوش
جیب و دامانم درین گلزار مالامال بود ۸

از نیاز فصیحی سوخت استغنای ناز
هر نگاه شوق را صد جلوه در دنبال بود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۹ - شب همه شب با صبوری ناله‌ام در جنگ بود
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱ - تا من آتش خانه بودم رسم خاکستر نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.