هوش مصنوعی:
این شعر از دردها و رنجهای شاعر در زندگی سخن میگوید. او از نبود مرهمی برای زخمهایش، بیکسی در برابر هجران، و بیپاسخی نالههایش مینالد. شاعر به ناکامیهای عشقی و تقدیر نامساعد خود اشاره میکند و از بیعدالتی و سختیهای زندگی شکایت دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی مانند درد، هجران، و ناامیدی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تقدیر و شکایت از زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۱۲ - تا گلستان بود کی پرخار بیدادم نبود
تا گلستان بود کی پرخار بیدادم نبود
گوش گل کی شعلهپوش از جوش فریادم نبود ۱
شیشهام در بیستون غلطید و آسیبی ندید
سعی شیرین بود اما بخت فرهادم نبود ۲
تا در دارالشفای عشق بردم بخت خویش
مهربانتر مرهمی از تیغ جلادم نبود ۳
بی کسی بنگر که با این ترکتاز هجر دوش
نالهای هم پاسبان محنت آبادم نبود ۴
نالههای نوگرفتاران غم را لذتیست
ورنه این یک مشت پر مقصود صیادم نبود ۵
بار ننگ نقطه موهوم ما را برنتافت
دوش این پرگار ورنه مقصد ایجادم نبود ۶
نالهواری گر نفس داری فصیحی شکوه چیست
وای جان من که شب سامان فریادم نبود ۷
گوش گل کی شعلهپوش از جوش فریادم نبود ۱
شیشهام در بیستون غلطید و آسیبی ندید
سعی شیرین بود اما بخت فرهادم نبود ۲
تا در دارالشفای عشق بردم بخت خویش
مهربانتر مرهمی از تیغ جلادم نبود ۳
بی کسی بنگر که با این ترکتاز هجر دوش
نالهای هم پاسبان محنت آبادم نبود ۴
نالههای نوگرفتاران غم را لذتیست
ورنه این یک مشت پر مقصود صیادم نبود ۵
بار ننگ نقطه موهوم ما را برنتافت
دوش این پرگار ورنه مقصد ایجادم نبود ۶
نالهواری گر نفس داری فصیحی شکوه چیست
وای جان من که شب سامان فریادم نبود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱ - تا من آتش خانه بودم رسم خاکستر نبود
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳ - خوش آن که جوش دیده بیهوده بین نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.