هوش مصنوعی:
این شعر از فصیحی مسکین بیانگر درد و رنج عاشقانه و عرفانی است. شاعر از دلشکستگی، صبر ناپایدار، و غمهای عشق میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم دینی و کفر دارد و از زندگی گذرا و مرگ نیز سخن میراند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مفاهیم دینی و کفر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۱۵ - دل را دگر در کین ما بر لب چه نفرین میرود
دل را دگر در کین ما بر لب چه نفرین میرود
کز سینه تا گوش اثر بر دوش آمین میرود ۱
دست غروری چاک زد پیراهن صبر مرا
کش ناوک ناز از کمان لبریز تمکین میرود ۲
گشتم شهید غمزهای کز زخم گل میرویدم
نعشم نهان در خون دل از بیم تحسین میرود ۳
برگ گل نومیدیم دریای خون در دل گره
آیدنسیم ار سوی من چون شعله رنگین میرود ۴
از دولت زنار ما کفر آن چنان آباد شد
کز کعبه تا دیر مغان دین از پی دین میرود ۵
مسکین فصیحی دوش جان میداد و مینالید غم
کامشب چراغ زندگی ما را ز بالین میرود ۶
کز سینه تا گوش اثر بر دوش آمین میرود ۱
دست غروری چاک زد پیراهن صبر مرا
کش ناوک ناز از کمان لبریز تمکین میرود ۲
گشتم شهید غمزهای کز زخم گل میرویدم
نعشم نهان در خون دل از بیم تحسین میرود ۳
برگ گل نومیدیم دریای خون در دل گره
آیدنسیم ار سوی من چون شعله رنگین میرود ۴
از دولت زنار ما کفر آن چنان آباد شد
کز کعبه تا دیر مغان دین از پی دین میرود ۵
مسکین فصیحی دوش جان میداد و مینالید غم
کامشب چراغ زندگی ما را ز بالین میرود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۴ - تا سر مژگان تماشا دیده بر هم چیده بود
گوهر بعدی:شماره ۱۱۶ - کو جنون تا هر نفس لب در سراغی گم شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.