هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که از دیدار و فراق معشوق سخن میگوید. شاعر با تصاویر زیبا و احساسی، درد دوری و اندوه ناشی از آن را بیان میکند. استفاده از استعارههایی مانند 'چشمه خونی' و 'آتش چیدن' بر عمق غم و اشتیاق او تأکید دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات غمگینانه است که درک آنها به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۱۴ - تا سر مژگان تماشا دیده بر هم چیده بود
تا سر مژگان تماشا دیده بر هم چیده بود
چون تو رفتی گویی آن بیچاره خوابی دیده بود ۱
ارمغان دیده گرد تست اما دیده کو
چشمه خونیست اکنون تا تو بودی دیده بود ۲
سالها گلچین باغی بود دل اما چه سود
تا قدم بیرون نهاد از باغ آتش چیده بود ۳
دوش دل آغاز نالیدن خوش استادانه کرد
ساها گویی که هر لختش ز غم نالیده بود ۴
شب فصیحی دیدمش در خواب زآنسان کز نشاط
تا شدم بیدار مژگانم به خود بالیده بود ۵
چون تو رفتی گویی آن بیچاره خوابی دیده بود ۱
ارمغان دیده گرد تست اما دیده کو
چشمه خونیست اکنون تا تو بودی دیده بود ۲
سالها گلچین باغی بود دل اما چه سود
تا قدم بیرون نهاد از باغ آتش چیده بود ۳
دوش دل آغاز نالیدن خوش استادانه کرد
ساها گویی که هر لختش ز غم نالیده بود ۴
شب فصیحی دیدمش در خواب زآنسان کز نشاط
تا شدم بیدار مژگانم به خود بالیده بود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۳ - خوش آن که جوش دیده بیهوده بین نبود
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵ - دل را دگر در کین ما بر لب چه نفرین میرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.