هوش مصنوعی:
این شعر از مولانا بیانگر عشق و شوریدگی عارفانه است. شاعر از تشنگی برای عشق، محو شدن در نور حق، نوشیدن درد عشق، و سوختن در آتش هجران سخن میگوید. او مخاطب را به تسلیم و فنا در راه عشق فرا میخواند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عشق الهی در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند 'میرن' و 'سوختن' نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
شماره ۱۲۸ - گر آگهی ز دوق طلب تشنه لب بمیر
گر آگهی ز دوق طلب تشنه لب بمیر
گیرم که جمله دوست شوی در طلب بمیر ۱
شو محو آفتاب سراپای همچو روز
ور طاقت نظاره نداری چو شب بمیر ۲
دم درکش و ز حیرت خاموش گیر پند
در سینه گو نفس به تمنای لب بمیر ۳
از جام درد باده عمر ابد بنوش
روزی هزار بار ولی بیسبب بمیر ۴
در دیر عشق آی فصیحی و شعلهوار
در وصل تب بسوز و ز هجران تب بمیر ۵
گیرم که جمله دوست شوی در طلب بمیر ۱
شو محو آفتاب سراپای همچو روز
ور طاقت نظاره نداری چو شب بمیر ۲
دم درکش و ز حیرت خاموش گیر پند
در سینه گو نفس به تمنای لب بمیر ۳
از جام درد باده عمر ابد بنوش
روزی هزار بار ولی بیسبب بمیر ۴
در دیر عشق آی فصیحی و شعلهوار
در وصل تب بسوز و ز هجران تب بمیر ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۷ - تا نفس داری سراغ کوی آن مهپاره گیر
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹ - گرت بود جگری سوختن ز داغ آموز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.