هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از رنجها و تهدستی خود میگوید و با استفاده از تصاویر طبیعی مانند گلشن، بلبل، و پروانه، احساسات خود را بیان میکند. او از عشق، محبت، و رنجهای زندگی سخن میگوید و گاهی به مفاهیم عرفانی و معنوی نیز اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و تهدستی نیاز به درک بیشتری از زندگی و تجربههای انسانی دارد.
شماره ۱۵۵ - ارمغان از بینوایی غم به گلشن میبرم
ارمغان از بینوایی غم به گلشن میبرم
وز تهیدستی به بلبل تحفه شیون میبرم ۱
چاک دردم خانهزاد سینه بلبل نه گل
نامه شوق گریبان سوی دامن میبرم ۲
در عبادتخانه خورشید و مه جای چراغ
تیرهروزی از در و دیوار گلخن میبرم ۳
جلوه هم دارم ولی از بهر کاهل بینشان
اول از مصر نکویی چشم روشن میبرم ۴
بلبل و پروانه گو منقار و پر زحمت مده
کآنچه هست از دود و آتش من به مسکن میبرم ۵
زلف یارم قیمت دست تهی نشناختم
دامن دود ارمغان شمع ایمن میبرم ۶
حسن پیمان محبت بین که میپیچد زبان
گر فصیحی نام بت را بی برهمن میبرم ۷
وز تهیدستی به بلبل تحفه شیون میبرم ۱
چاک دردم خانهزاد سینه بلبل نه گل
نامه شوق گریبان سوی دامن میبرم ۲
در عبادتخانه خورشید و مه جای چراغ
تیرهروزی از در و دیوار گلخن میبرم ۳
جلوه هم دارم ولی از بهر کاهل بینشان
اول از مصر نکویی چشم روشن میبرم ۴
بلبل و پروانه گو منقار و پر زحمت مده
کآنچه هست از دود و آتش من به مسکن میبرم ۵
زلف یارم قیمت دست تهی نشناختم
دامن دود ارمغان شمع ایمن میبرم ۶
حسن پیمان محبت بین که میپیچد زبان
گر فصیحی نام بت را بی برهمن میبرم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۴ - لب زخم ستمم مژده ماتم دارم
گوهر بعدی:شماره ۱۵۶ - بترس از آن که دمی دامن سحر گیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.