هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق، درد و رنج عاشقانه سخن میگوید و با تصاویر شعری مانند شعله، زخم و سفر دل، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از معشوق میخواهد که نزدیک شود تا جهان را زیبا ببیند و در عین حال از رنجهای عاشقانه خود میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر شعری مانند زخم و رنج نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی برای درک دارند.
شماره ۱۵۶ - بترس از آن که دمی دامن سحر گیرم
بترس از آن که دمی دامن سحر گیرم
چو شعله دم به دم از سوز سینه درگیرم ۱
به کوی زخم فروشان روم به سنه چاک
هزار زخم در آغوش یک جگر گیرم ۲
بیا شکفته و شیرین که گر مرا باشد
رخ و لب تو جهان در گل و شکر گیرم ۳
به فتوی جگر از شمع خویشتن هر شب
هزار شعله به تاوان بال و پر گیرم ۴
شدم مسافر اقلیم دل فصیحیوار
بود که دامن دردی درین سفرگیرم ۵
چو شعله دم به دم از سوز سینه درگیرم ۱
به کوی زخم فروشان روم به سنه چاک
هزار زخم در آغوش یک جگر گیرم ۲
بیا شکفته و شیرین که گر مرا باشد
رخ و لب تو جهان در گل و شکر گیرم ۳
به فتوی جگر از شمع خویشتن هر شب
هزار شعله به تاوان بال و پر گیرم ۴
شدم مسافر اقلیم دل فصیحیوار
بود که دامن دردی درین سفرگیرم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۵ - ارمغان از بینوایی غم به گلشن میبرم
گوهر بعدی:شماره ۱۵۷ - گر شاهد غم جلوه کند کام نگیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.