هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل از عشق و دلباختگی خود سخن میگوید، از گریهها و نومیدیهایش مینالد و از این که در دام زلف یار گرفتار شده است. او خود را موجی غریب و طوفانی میداند که در جستجوی آرامش است. عشق او چنان است که هم کفر و هم ایمان را در زیبایی معشوق میپرستد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند کفر و ایمان نیاز به درک بالاتری از مسائل فلسفی و عرفانی دارد.
شماره ۱۶۴ - کتاب عشقم و آیات زلف دوست عنوانم
کتاب عشقم و آیات زلف دوست عنوانم
ز سر تا پا گرم بندند شیرازه پریشانم ۱
نگاه هرزه گردم شد سبک پرواز بستانی
که باز از اشک نومیدی گرانبارست مژگانم ۲
یکی موج غریبم ای سراب عافیت رحمی
که عمری در کنار تربیت پرورده طوفانم ۳
نماند از ترکتاز گریه هیچم خون و میترسم
که سازد تیغ نازی شرمسار خاک میدانم ۴
چنان شد تنگ عیش من که در گوش تنک ظرفان
گران آید نوای خنده چاک گریبانم ۵
نه بت نه ایزدم مانا فصیحی جلوه عشقم
که در زلف و رخ خوبان پرستد کفر و ایمانم ۶
ز سر تا پا گرم بندند شیرازه پریشانم ۱
نگاه هرزه گردم شد سبک پرواز بستانی
که باز از اشک نومیدی گرانبارست مژگانم ۲
یکی موج غریبم ای سراب عافیت رحمی
که عمری در کنار تربیت پرورده طوفانم ۳
نماند از ترکتاز گریه هیچم خون و میترسم
که سازد تیغ نازی شرمسار خاک میدانم ۴
چنان شد تنگ عیش من که در گوش تنک ظرفان
گران آید نوای خنده چاک گریبانم ۵
نه بت نه ایزدم مانا فصیحی جلوه عشقم
که در زلف و رخ خوبان پرستد کفر و ایمانم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۳ - چون سینه ماتمزدگان غرقه داغم
گوهر بعدی:شماره ۱۶۵ - جنون از داغ رسوایی چو آراید گلستانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.