هوش مصنوعی:
این شعر به بیان درد و رنج عاشقانه و عرفانی میپردازد که در آن شاعر از اشک، خون و فداکاری در راه معشوق سخن میگوید. او از حسرت، عشق بیپاسخ و فداکاری در راه عشق و ایمان صحبت میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند خونریزی و درد ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۲۰۳ - اشک حسرت در عذار ما غریبان ریختن
اشک حسرت در عذار ما غریبان ریختن
هیچ کم نبود ز خون صد مسلمان ریختن ۱
جان فدای قاتلی کز حیرت نظارهاش
زخم ما را شد فرامش خون به دامان ریختن ۲
نیم بسمل میطپم در خاک و خون ز آن رو هست
آن قدر جان کش توان در پای جانان ریختن ۳
بس که اشکم بازپس گردد ز بیم خوی او
خواهدم خون دیگر از چاک گریبان ریختن ۴
بستر درد تو میداند که بیمارانش را
هیچ درمان نیست غیر از خون درمان ریختن ۵
خاک گویی کردهام بر سر که چون باد بهار
میتوانم هر دم از دامان گلستان ریختن ۶
عشق میداند که در کیش فصیحی طاعتست
بر در بتخانه آب روی ایمان ریختن ۷
هیچ کم نبود ز خون صد مسلمان ریختن ۱
جان فدای قاتلی کز حیرت نظارهاش
زخم ما را شد فرامش خون به دامان ریختن ۲
نیم بسمل میطپم در خاک و خون ز آن رو هست
آن قدر جان کش توان در پای جانان ریختن ۳
بس که اشکم بازپس گردد ز بیم خوی او
خواهدم خون دیگر از چاک گریبان ریختن ۴
بستر درد تو میداند که بیمارانش را
هیچ درمان نیست غیر از خون درمان ریختن ۵
خاک گویی کردهام بر سر که چون باد بهار
میتوانم هر دم از دامان گلستان ریختن ۶
عشق میداند که در کیش فصیحی طاعتست
بر در بتخانه آب روی ایمان ریختن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۲ - از شهیدان تو فرمان بردن و جان باختن
گوهر بعدی:شماره ۲۰۴ - ساقی به سودا جام رو کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.