هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد هجران و فراق سخن میگوید. شاعر از دل سوخته، امیدهای بربادرفته و رنج دوری از معشوق شکایت دارد و از ظلم زمانه و حسادت دیگران گله میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۱۵ - بردی به تازه باز دل ای جان چه داشتی
بردی به تازه باز دل ای جان چه داشتی
افکندیش در آتش سوزان چه داشتی ۱
انداختی به جام امیدم می هوس
با این خراب ساغر حرمان چه داشتی ۲
مردی به روز وصل فصیحی ز رشک غیر
ظالم شکایت از شب هجران چه داشتی ۳
افکندیش در آتش سوزان چه داشتی ۱
انداختی به جام امیدم می هوس
با این خراب ساغر حرمان چه داشتی ۲
مردی به روز وصل فصیحی ز رشک غیر
ظالم شکایت از شب هجران چه داشتی ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۴ - زاغ و بلبل همه دارند کهن زمزمهای
گوهر بعدی:شماره ۲۱۶ - سر و برگ من محزون نداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.