هوش مصنوعی:
شاعر از غم خود میخواهد که از دلش بیرون آید، هرچند که غم برایش عزیزتر از جان است. او به غم میگوید که گنج نیست تا همیشه در دل بماند و از او میخواهد که از این خزانهٔ دلگیر بیرون آید.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۵۸ - ای غم ز دلم اگر توانی بدر آی
ای غم ز دلم اگر توانی بدر آی
هر چند عزیزتر ز جانی بدر آی ۱
تو گنج نهای گنج فشانی تا چند
دلگیر درین خزانه مانی بدر آی ۲
هر چند عزیزتر ز جانی بدر آی ۱
تو گنج نهای گنج فشانی تا چند
دلگیر درین خزانه مانی بدر آی ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۱۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - ای غم ز دلم چه شد زمانی بدر آی
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - از عهد شکستن چو هوس نشکیبی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.