هوش مصنوعی:
شخصی فرهاد را در کوه بیستون دید و از او دربارهی وضعیتش پرسید. فرهاد از شیرین گفت که در هر گوشهای از کوه نشانی از او وجود دارد و هر سنگی داستانی از شیرین را روایت میکند. او به خاطراتی از شیرین اشاره کرد که در مکانهای مختلف کوه اتفاق افتاده بود و چگونه شیرین را به تقریب یاد میکرد.
رده سنی:
12+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و جذاب است. همچنین، زبان و ساختار آن برای کودکان زیر 12 سال ممکن است پیچیده باشد.
حکایت - یکی فرهاد را در بیستون دید
یکی فرهاد را در بیستون دید
ز وضع بیستونش باز پرسید ۱
ز شیرین گفت در هر سو نشانیست
به هر سنگی ز شیرین داستانی است ۲
فلان روز این طرف فرمود آهنگ
فرود آمد ز گلگون در فلان سنگ ۳
فلان جا ایستاد و سوی من دید
فلان نقش فلان سنگم پسندید ۴
فلان جا ماند گلگون از تک و پو
به گردن بردم او را تا فلان سوی ۵
غرض کز گفتگو بودش همین کام
که شیرین را به تقریبی برد نام ۶
ز وضع بیستونش باز پرسید ۱
ز شیرین گفت در هر سو نشانیست
به هر سنگی ز شیرین داستانی است ۲
فلان روز این طرف فرمود آهنگ
فرود آمد ز گلگون در فلان سنگ ۳
فلان جا ایستاد و سوی من دید
فلان نقش فلان سنگم پسندید ۴
فلان جا ماند گلگون از تک و پو
به گردن بردم او را تا فلان سوی ۵
غرض کز گفتگو بودش همین کام
که شیرین را به تقریبی برد نام ۶
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۶
۵۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت - به مجنون گفت روزی عیب جویی
گوهر بعدی:گفتار در ستایش عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.