هوش مصنوعی:
شاعر از درد هجران و شبهای تاریک زندگی خود میگوید و آرزو میکند که این دردها به پایان برسد و روزی خوشی جایگزین آن شود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۵۸ - گفتم که چو بخت هجر در خواب شود
گفتم که چو بخت هجر در خواب شود
خون جگرم مگر می ناب شود ۱
زلف شب من به صبح گردن ننهد
خورشید ز نور اگر رسن تاب شود ۲
خون جگرم مگر می ناب شود ۱
زلف شب من به صبح گردن ننهد
خورشید ز نور اگر رسن تاب شود ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۱۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - گفتی که فلان ز هجر ما چون باشد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - گر بیخبری کز تو بدین دل چه رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.