هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و هجران میگوید، از دلهایی که در دام عشق گرفتار شدهاند و راه رهایی نمییابند. او از جراحات هجران و امید به وصل سخن میگوید و از عشقی که حتی با وجود سختیها، پایدار میماند. همچنین، اشارهای به مستی و میخانه دارد که نشاندهندهی بیخیالی و فراموشی در برابر درد عشق است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مستی و میخانه ممکن است برای نوجوانان کمسن مناسب نباشد.
شماره ۵۰ - دلی که میکشد او را کمند گیسویی
دلی که میکشد او را کمند گیسویی
کجاست راه که یابد رهایی از سویی ۱
سزاست آنچه دل از دست طره ی تو کشد
که کرد بی خبر آهنگ سخت بازویی ۲
جراحتی که را دل ز تیغ هجران یافت
گذشت از آنکه پذیرد به وصل دارویی ۳
به هیچ راه نجستم یکی میان تو را
شد ار چه خاطر باریک بین من مویی ۴
از آن کمر که تو بستی و بر گشودی خاست
دگر ز دیده ی دریانشین من جویی ۵
شوم غبار و بگیرم ز مهر دامانت
اگر به قهر بگردانی از رهم رویی ۶
صفی ز نام بط و باده مست و مخمور است
چه جای آنکه ز میخانه بشنود بویی ۷
کجاست راه که یابد رهایی از سویی ۱
سزاست آنچه دل از دست طره ی تو کشد
که کرد بی خبر آهنگ سخت بازویی ۲
جراحتی که را دل ز تیغ هجران یافت
گذشت از آنکه پذیرد به وصل دارویی ۳
به هیچ راه نجستم یکی میان تو را
شد ار چه خاطر باریک بین من مویی ۴
از آن کمر که تو بستی و بر گشودی خاست
دگر ز دیده ی دریانشین من جویی ۵
شوم غبار و بگیرم ز مهر دامانت
اگر به قهر بگردانی از رهم رویی ۶
صفی ز نام بط و باده مست و مخمور است
چه جای آنکه ز میخانه بشنود بویی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - مهر است مرا بر لب پیش لب قند تو
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - این کمر جانا که تنگ از بهر نیرو بستهای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.