هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی به موضوع انسان کامل و نقش او به عنوان واسطهٔ فیض الهی میان حق و خلق میپردازد. انسان کامل دارای دو وجه است: یکی وجه معنوی که به عالم بالا متصل است و دیگری وجه مادی که با خلق در ارتباط است. همچنین، به گناه آدم و مفهوم عصیان به عنوان بخشی از ذات ممکنالوجود اشاره میشود و در نهایت، از رحمت و عفو الهی در برابر ضعفهای انسانی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تحلیل، نیازمند سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با مباحث عرفانی است. همچنین، برخی از اصطلاحات و مضامین ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
بخش ۴۸۶ - واسطه الفیض و المدد
شنو از واسطه فیض و مدد باز
بود انسان کامل با سند باز ۱
بود او واسطه بر خلق از حق
که نسبت بر دو سو دارد محقق ۲
بر بط معنوی ذوجنبتین است
میانجی بین وجهین او بعین است ۳
یک از وجهی که مطلق از دو کونست
قریبالربط با سلطان عون است ۴
دگر وجهش که با خلق اشتراکست
مقید در لباس آب و خاک است ۵
رساند فیض عالی را بسافل
کشاند فلک دانی را بساحل ۶
تو گو خطی است بینالنقطتین او
ز هر یک دارد آثاری بعین او ۷
یک آثارش وجود علم و نور است
یک آثارش همه فقد و فتور است ۸
ز آثار وجودی شاه مطلق
بگفتا «من رآنی قدرأی الحق» ۹
ز حیث ممکنیت گفت بر دل
غباری گرد دم پیوسته حایل ۱۰
دهم دل را باستغفار رجعت
ز مرآت آن زداید زنگ غفلت ۱۱
باین معنی «عصی آدم» صریح است
که عصیان بهر ممکن بس صحیحست ۱۲
خود امکانیت آدم راست عصیان
وجوب آمد نشانش عفو و غفران ۱۳
نبی معصوم از وجه وجوب است
ز ممکن دزد غفلت خانه روب است ۱۴
بود هر غفلتی بر قدر ادراک
حضور آنهم بقدر عقل چالاک ۱۵
صفی یا رب ز عصیان رو سیاهست
ز آدم یادگار اند گناه است ۱۶
ز ضعف او راست لغزشها پیاپی
ببخش او را که بالاصل است لاشیئی ۱۷
باصل او محض فقدان و عدم بود
وجود ارشد ز فصل ذوالکرم بود ۱۸
کرم گر باز فرمائی عجب نیست
بمعدومی که در فعلش ادب نیست ۱۹
ابا این جمله فقدان و قصورم
مدار از رحمت ذاتیه دو رم ۲۰
مرا ذاتیست ضعف و ظلم و ذلت
تو را ذاتیست عفو وجود و رحمت ۲۱
بخود من ظلم کردم تو کرم کن
نظر آنسان که کردی باز هم کن ۲۲
همه عمرم بغفلت رفت و بر سهو
تو بخشایندهئی العفو العفو ۲۳
بود انسان کامل با سند باز ۱
بود او واسطه بر خلق از حق
که نسبت بر دو سو دارد محقق ۲
بر بط معنوی ذوجنبتین است
میانجی بین وجهین او بعین است ۳
یک از وجهی که مطلق از دو کونست
قریبالربط با سلطان عون است ۴
دگر وجهش که با خلق اشتراکست
مقید در لباس آب و خاک است ۵
رساند فیض عالی را بسافل
کشاند فلک دانی را بساحل ۶
تو گو خطی است بینالنقطتین او
ز هر یک دارد آثاری بعین او ۷
یک آثارش وجود علم و نور است
یک آثارش همه فقد و فتور است ۸
ز آثار وجودی شاه مطلق
بگفتا «من رآنی قدرأی الحق» ۹
ز حیث ممکنیت گفت بر دل
غباری گرد دم پیوسته حایل ۱۰
دهم دل را باستغفار رجعت
ز مرآت آن زداید زنگ غفلت ۱۱
باین معنی «عصی آدم» صریح است
که عصیان بهر ممکن بس صحیحست ۱۲
خود امکانیت آدم راست عصیان
وجوب آمد نشانش عفو و غفران ۱۳
نبی معصوم از وجه وجوب است
ز ممکن دزد غفلت خانه روب است ۱۴
بود هر غفلتی بر قدر ادراک
حضور آنهم بقدر عقل چالاک ۱۵
صفی یا رب ز عصیان رو سیاهست
ز آدم یادگار اند گناه است ۱۶
ز ضعف او راست لغزشها پیاپی
ببخش او را که بالاصل است لاشیئی ۱۷
باصل او محض فقدان و عدم بود
وجود ارشد ز فصل ذوالکرم بود ۱۸
کرم گر باز فرمائی عجب نیست
بمعدومی که در فعلش ادب نیست ۱۹
ابا این جمله فقدان و قصورم
مدار از رحمت ذاتیه دو رم ۲۰
مرا ذاتیست ضعف و ظلم و ذلت
تو را ذاتیست عفو وجود و رحمت ۲۱
بخود من ظلم کردم تو کرم کن
نظر آنسان که کردی باز هم کن ۲۲
همه عمرم بغفلت رفت و بر سهو
تو بخشایندهئی العفو العفو ۲۳
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۲۳
۲۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۴۸۵ - الواقعه
گوهر بعدی:بخش ۴۸۷ - الوتر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.