هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از احساس غربت و دلتنگی، نبودن غذا و گرسنگی، و انتظار برای کمک دیگران سخن میگوید. او از بوی ناخوشایند همدمان، نبودن غذا در سفره، و آرزوی رسیدن کمک از سوی کلهپز یا صوفی مسکین صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق اجتماعی و عاطفی مانند غربت، فقر و انتظار است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند گرسنگی و مشکلات معیشتی ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
بخش ۷۱ - اگر به جانب غربت کشد دلم شاید
اگر به جانب غربت کشد دلم شاید
که بوی خیر از این همدمان نمی آید ۱
در جواب او ۲
اگر به جانب بغرا کشد دلم شاید
که بوی قلیه زاکرا و نان نمی آید ۳
بود که کله پز از حال من شود آگاه
در آن زمان که سر دیگ خویش بگشاید ۴
اگر چه گوشت بود در جهان نوای نعیم
جمال نان تنک سفره را بیاراید ۵
گرسنه خلق و به سفره، طعام لاموجود
بلای جان بود ای دل خدای ننماید ۶
در آن زمان که کند مطبخی طعام نثار
بود که صوفی مسکین به خاطرش آید ۷
که بوی خیر از این همدمان نمی آید ۱
در جواب او ۲
اگر به جانب بغرا کشد دلم شاید
که بوی قلیه زاکرا و نان نمی آید ۳
بود که کله پز از حال من شود آگاه
در آن زمان که سر دیگ خویش بگشاید ۴
اگر چه گوشت بود در جهان نوای نعیم
جمال نان تنک سفره را بیاراید ۵
گرسنه خلق و به سفره، طعام لاموجود
بلای جان بود ای دل خدای ننماید ۶
در آن زمان که کند مطبخی طعام نثار
بود که صوفی مسکین به خاطرش آید ۷
تعداد ابیات: ۶
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۷۰ - میان مجلس رندان حدیث فردا نیست
گوهر بعدی:بخش ۷۲ - در سر زلف تو تنها نه دل شیدا رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.