درباره صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
بخش ۱ - دیوان اطعمه صوفی محمد بخش ۲ - فی توحید باری تعالی عز شانه بخش ۳ - ای خجلت از جمال تو ماه منیر را بخش ۴ - امروز دیگرم به فراق تو شام شد بخش ۵ - من باده بی خمار خواهم بخش ۶ - هر که او لعل جانفزای تو دید بخش ۷ - هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم بخش ۸ - بهار آمد بکن ساقی طربها بخش ۹ - مراست در هوس روی آن پری پیکر بخش ۱۰ - رخ تو آیت حسن و دهان دروست چو میم بخش ۱۱ - مرا ز پیر خرابات نکته ای یادست بخش ۱۲ - دانی مراست از لب دلدار آرزو بخش ۱۳ - دوای غم نتوان ساخت جز به باده ناب بخش ۱۴ - بعید گشته مرا وصل آن پری رخسار بخش ۱۵ - از جمله دردها غم آن دوست بس مرا بخش ۱۶ - جانم به لب رسید ز سودای آن حبیب بخش ۱۷ - عید صیام و فصل گل و موسم بهار بخش ۱۸ - بوسی زلبش اگر کنی نوش بخش ۱۹ - گر براند سویم آن شاهسوار چابک بخش ۲۰ - زشوق آن رخ زیبا همی کشم آوخ بخش ۲۱ - رخ تو مظهر انوار ربی الاعلی است بخش ۲۲ - گر خرامان بت من جانب گلراز شود بخش ۲۳ - اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را بخش ۲۴ - لب لعل تو شفای دل بیماران است بخش ۲۵ - هر که جان در ره تو قربان کرد بخش ۲۶ - کسی مهر تو در سینه اش نهان باشد بخش ۲۷ - تو گر به وقت طرب دست را بر افشانی بخش ۲۸ - صبح دولت می دمد بر خیز از خواب ای ندیم بخش ۲۹ - بیا بیا که به روی تو آرزومندم بخش ۳۰ - هر که را مهر تو اندر دل شیدا باشد بخش ۳۱ - ز در درآ و شبستان ما منور کن بخش ۳۲ - ای رخ خوب تو فرخنده تر از ماه منیر بخش ۳۳ - چه نازنین جهانی به حسن خویش بناز بخش ۳۴ - به بام قصر چو آن ماه دلپذیر آمد بخش ۳۵ - سالها خرقه ما در گروه صهبا بود بخش ۳۶ - خاطرت هست چو برگ گل نسرین نازک بخش ۳۷ - زبس که بورقم اندر ضمیر می آید بخش ۳۸ - صبح دولت می دمد با جام همچون آفتاب بخش ۳۹ - وله ایضا بخش ۴۰ - رسید فصل بهار و جهان گلستان شد بخش ۴۱ - مهر جمال یار که چون روح در تن است بخش ۴۲ - هر که دل در هوس آن بت رعنا دارد بخش ۴۳ - عیب رندان مکن این زاهد پاکیزه سرشت بخش ۴۴ - و ایضا له بخش ۴۵ - یارب آن روی است یا قرص قمر بخش ۴۶ - مرا که سینه هبا شد ز عین دلتنگی بخش ۴۷ - چند گاهی است که دل می کشدم سوی برنج بخش ۴۸ - دارم هوس جمال بغرا بخش ۴۹ - دلی دارم پر از...بغرا بخش ۵۰ - بوی سنبل ز دم باد صبا می آید بخش ۵۱ - بیار باده گلرنگ ساقیا حالی بخش ۵۲ - چه گونه عرضه کنم با تو داستان فراق بخش ۵۳ - ای ز سودای لب لعل تو شور ی به نمک بخش ۵۴ - ای دل اگر از خویشتن امروز بمیری بخش ۵۵ - در سرم تا هوای جانان است بخش ۵۶ - تا دل به دام زلف سیاه تو مبتلاست بخش ۵۷ - نصیحتی کنمت باده نوش و خوش می باش بخش ۵۸ - خدا را کم نشین با خرقه پوشان بخش ۵۹ - به هر درد و غمی دل مبتلا شد بخش ۶۰ - نوبهار آمد و از هر طرفی سبزه دمید بخش ۶۱ - زلف بر عارض زیبای تو حالی دارد بخش ۶۲ - دوش در وقت سحر زلف تو آمد به خیال بخش ۶۳ - از حد گذشت قصه درد نهان ما بخش ۶۴ - عیان دید ناگه بر آن لب چو خال بخش ۶۵ - دو یار همدم و یک شیشه ای ز باده صاف بخش ۶۶ - چو بیابی به دهر یار خلف بخش ۶۷ - دلی که در رخ جان پرور تو شیدا نیست بخش ۶۸ - اگر تو در غم یاری شبی به روز آری بخش ۶۹ - مرا ز حال مگس آرزو کند ای واخ بخش ۷۰ - میان مجلس رندان حدیث فردا نیست بخش ۷۱ - اگر به جانب غربت کشد دلم شاید بخش ۷۲ - در سر زلف تو تنها نه دل شیدا رفت بخش ۷۳ - وه چه خوش باشد در ایام بهار بخش ۷۴ - گر ترا روی زمین جمله مسلم گردد بخش ۷۵ - تاج سیاه و زلف سیاه و رخ چو ماه بخش ۷۶ - ای عزیزان می ندانم تا چه آمد بر سرم بخش ۷۷ - همی زند به جهان پیر دیر باده صلاح بخش ۷۸ - مرا ز آدم خاکی چو ضم بود میراث بخش ۷۹ - کتابه ای ز مسیحا بر این کهن دیرست بخش ۸۰ - دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود بخش ۸۱ - له بخش ۸۲ - جواب بخش ۸۳ - آن سرو ناز من که خجل گشت ماه ازو بخش ۸۴ - بی روی تو صبوری، جانا نمی توان کرد بخش ۸۵ - عاشقی دانی چه باشد، بی دل و جان زیستن بخش ۸۶ - باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد بخش ۸۷ - واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند بخش ۸۸ - آه که بی روی دوست عمر به پایان رسید بخش ۸۹ - سر بلندی بین که دایم در سرم سودای اوست بخش ۹۰ - دردم ز اشتیاق تو ز اندازه در گذشت بخش ۹۱ - از لطف دوست سکه دولت به نام ماست بخش ۹۲ - آه از این درد که از عشق مرا در جان است بخش ۹۳ - آیم به نهانی به سر کوی تو هر شب بخش ۹۴ - تا کوکب جمالش در زمانه لامع بخش ۹۵ - دریچه ای ز بهشتش به روی بگشایی بخش ۹۶ - فضل خدای را که تواند شمار کرد بخش ۹۷ - تا بدین غایت که رفت از من نیامد هیچ کار بخش ۹۸ - ز چشم گوشه نشینم نشان سودا پرس بخش ۹۹ - تا مرا واله آن سرو روان ساخته اند بخش ۱۰۰ - نوش کن خواجه علی رغم صراحی شکنان بخش ۱۰۱ - ای سرشته غم و درد تو به آب و گل من بخش ۱۰۲ - ای لب شیرین تو حلوای قند بخش ۱۰۳ - ای ز رشک روی تو بر ماهتاب بخش ۱۰۴ - خدنگ غمزه و ابرو کمان به هم دارد بخش ۱۰۵ - عاشق و خسته و پریشانم بخش ۱۰۶ - نانوشته مانده است بخش ۱۰۷ - کسی که دیده بود آن نگار را رقاص بخش ۱۰۸ - دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را بخش ۱۰۹ - باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست بخش ۱۱۰ - جان، بی جمال جانان میل جنان ندارد بخش ۱۱۱ - صبا به تهنیت پیر می فروش آمد بخش ۱۱۲ - در چمن چون یاد آن سرو خرامان می کنم بخش ۱۱۳ - یارب این درد جگر سوز مرا درمان کن بخش ۱۱۴ - کسی که دیده بود آن نگار رعنا را بخش ۱۱۵ - هر که او دیده چهره یارم بخش ۱۱۶ - دلم به درد و غم عشق مبتلی تا کی بخش ۱۱۷ - نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار بخش ۱۱۸ - تا بر رخ آن مه نظر انداخته دیده بخش ۱۱۹ - بوسه ای از لب لعل تو تمنی دارم بخش ۱۲۰ - دارم دل دیوانه گرفتار به بندی بخش ۱۲۱ - نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار بخش ۱۲۲ - سفر کردم به هر شهری رسیدم بخش ۱۲۳ - آه ازین درد جدائی که مرا بر جگرست بخش ۱۲۴ - ای فروغ حسن ماه از روی رخشان شما بخش ۱۲۵ - رونق عهد شباب است دگر بستان را بخش ۱۲۶ - آن کس که به دست جام دارد بخش ۱۲۷ - چراغ روی ترا شمع گشته پروانه بخش ۱۲۸ - در همه دیر مغان نیست چو من شیدائی بخش ۱۲۹ - عکس روی تو چو در آینه جام افتاد بخش ۱۳۰ - رخ تو مظهر انوارهای سبحانی است بخش ۱۳۱ - و ایضا فی ترجیعات بخش ۱۳۲ - المقطعات بخش ۱۳۳ - شبی از خمیر جوین خواستم بخش ۱۳۴ - هریسه به روغن بگفتا صباح بخش ۱۳۵ - جوش بوره شبی به بغرا گفت بخش ۱۳۶ - دیدم اندر دکان کله پزی بخش ۱۳۷ - ز دیگ ترشی ای، قسام روزی بخش ۱۳۸ - دیگ حبشی مفاخرت داشت بخش ۱۳۹ - ابتدای رباعیات بخش ۱۴۰ - یارب به کرم توانگرم گردانی بخش ۱۴۱ - امروز چو رشته بی سر و سامانم بخش ۱۴۲ - ماهیچه باریک که خاتون مال است بخش ۱۴۳ - در سر هوس کباب و در دل غم نان بخش ۱۴۴ - یک کاسه هریسه پر ز روغن به صباح بخش ۱۴۵ - ای لطف تو بر گناه کاران غفار بخش ۱۴۶ - ابتدای فردیات بخش ۱۴۷ - ماس را دید چون به بغرا ضم بخش ۱۴۸ - چون رسیدی به صحن قلیه برنج بخش ۱۴۹ - یک کله صباح اگر کنی نوش بخش ۱۵۰ - اگر صحن مزعفر را بیابی بخش ۱۵۱ - الهی سیر گردان از قناعت بخش ۱۵۲ - مثنوی اطعمه بخش ۱۵۳ - قال رخوت البیت فی لسان الحال المسماه