هوش مصنوعی: خادمه باوفا به نزد معشوقه خود می‌رود و شبی را در کنار او می‌گذراند. معشوقه که جوان و شاداب است، مجلس شادی برپا می‌کند. خادمه در خدمت اوست، اما معشوقه به سخنانش پاسخ نمی‌دهد و خادمه از این بی‌پاسخی غمگین می‌شود.
رده سنی: 14+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و سبک کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

بخش ۸ - رفتن خادمه

بار دگر خادمه باوفا
رفت به نزد بت فرخ لقا ۱

بود شبی آن صنم گلعذار
تازه و خرم چو گل نوبهار ۲

عیش و جوانی و طرب در سرش
مجلس آراسته اندر خورش ۳

چنگ نوازان و نی اندر قدح
مجلسیان گشته ازو پر فرح ۴

آن بت عیار شده نیم مست
خادمه در خدمت و شمعی به دست ۵

آن صنم القصه بشد سوی باغ
خادمه در پیش و به دستش چراغ ۶

باز جوان راه سخن درج کرد
نقد سخن را به محل خرج کرد ۷

هیچ جوابی نشنید از نگار
خادمه شد باز ازین غم فگار ۸
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۷ - نامه دوم
گوهر بعدی:بخش ۹ - آمدن خادمه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.