هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر درد و شور عاشقی است که معشوق را بالاتر از همه چیز میداند و از بیتوجهی او رنج میبرد. شاعر با تصاویر زیبا و احساسی، از وفاداری خود، گمشدگی دل، و رنج ناشی از عشق سخن میگوید و در پایان به سادگی و وفاداری خود تأکید میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و جدایی نیاز به درک عاطفی بالاتری دارد.
شمارهٔ ۹۳ - انگشت نما
ای خاک کف پای تو بود تاج سرم!
خوبتر از تو نباشد به جهان، در نظرم ۱
به وفایت که اگر دیده به تیرم دوزی
ناجوانمردم اگر جز تو به جایی نگرم ۲
دوش سرمست ز میخانه سوی خانه شدی
التفاتی ننمودی و گذشتی ز برم ۳
دل من گمشده جانا و، من گمشده دل
بجز از هندوی خالت به کسی ظن نبرم ۴
ترک چشمت ز پی قتل من افراخته تیغ
گو بزن تیغ، که من بردم تیغت سپرم ۵
گفته بودی که بیایم به سراغت روزی
ترسم آن روز، بیایی که نیابی اثرم ۶
عجب اینجاست که یکبار، به گوشت نرسید
این همه نالهٔ شبگیر و، فغان سحرم ۷
جسمم از عشق تو از بس شده لاغر چو حلال
کرده انگشت نما بر سر هر رهگذرم ۸
من به هر کس که رسم باز بپرسم خبرت
تو به هر کس که رسی باز نپرسی خبرم ۹
منم آن مرغ سخندان که گرفتار توام
حیف باشد که بهم، برشکنی بال و پرم ۱۰
ای که عاشق شدنم دیدی و عیبم کردی
عیب آن است که یکبار، ندیدی هنرم ۱۱
موی چون سیم سپید و، رخ چون زر دارم
غم نباشد به جهان گر نبود سیم و زرم ۱۲
«ترکی» ساده دل و، ترک زبان نافهم
به در کس نروم گر تو برانی ز درم ۱۳
خوبتر از تو نباشد به جهان، در نظرم ۱
به وفایت که اگر دیده به تیرم دوزی
ناجوانمردم اگر جز تو به جایی نگرم ۲
دوش سرمست ز میخانه سوی خانه شدی
التفاتی ننمودی و گذشتی ز برم ۳
دل من گمشده جانا و، من گمشده دل
بجز از هندوی خالت به کسی ظن نبرم ۴
ترک چشمت ز پی قتل من افراخته تیغ
گو بزن تیغ، که من بردم تیغت سپرم ۵
گفته بودی که بیایم به سراغت روزی
ترسم آن روز، بیایی که نیابی اثرم ۶
عجب اینجاست که یکبار، به گوشت نرسید
این همه نالهٔ شبگیر و، فغان سحرم ۷
جسمم از عشق تو از بس شده لاغر چو حلال
کرده انگشت نما بر سر هر رهگذرم ۸
من به هر کس که رسم باز بپرسم خبرت
تو به هر کس که رسی باز نپرسی خبرم ۹
منم آن مرغ سخندان که گرفتار توام
حیف باشد که بهم، برشکنی بال و پرم ۱۰
ای که عاشق شدنم دیدی و عیبم کردی
عیب آن است که یکبار، ندیدی هنرم ۱۱
موی چون سیم سپید و، رخ چون زر دارم
غم نباشد به جهان گر نبود سیم و زرم ۱۲
«ترکی» ساده دل و، ترک زبان نافهم
به در کس نروم گر تو برانی ز درم ۱۳
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۱۳
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۹۲ - درس عشق
گوهر بعدی:شمارهٔ ۹۴ - دل تنگ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.