هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و او را با عناصر طبیعی مانند ماه، پری و ملک مقایسه میکند. همچنین از جفاها و رنجهای عشق شکایت کرده و بیان میکند که در برابر این جفاها تنها سپر او جسم مجروحش است.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مناسب است. همچنین استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل فهم نباشد.
شمارهٔ ۱۳۲ - بوی مشک
ای پری چهره تو از صلب کدامین پدری!
مگر ای شمس دل آرا تو قرص قمری! ۱
آدمیزاده به دین حسن و لطافت نبود
به حقیقت ملکی، گر چه به صورت بشری ۲
بوی مشک آید از اندام تو ما را به مشام
نازنینا! تو مگر ساخته از مشک تری ۳
شکر از لعل تو هنگام تکلم ریزد
ای پری چهره ندانم تو مگر نی شکری ۴
به تماشا تو چو در کوچه و بازار آیی
به تو خلقی نگرانند ز هر بام و دری ۵
این جفاها که کشم از تو به عالم شب و روز
ترسم آخر که نماند ز وجودم خبری ۶
پیش شمشیر جفایت نبود «ترکی» را
به جز این پیکر مجروح بلاکش سپری ۷
مگر ای شمس دل آرا تو قرص قمری! ۱
آدمیزاده به دین حسن و لطافت نبود
به حقیقت ملکی، گر چه به صورت بشری ۲
بوی مشک آید از اندام تو ما را به مشام
نازنینا! تو مگر ساخته از مشک تری ۳
شکر از لعل تو هنگام تکلم ریزد
ای پری چهره ندانم تو مگر نی شکری ۴
به تماشا تو چو در کوچه و بازار آیی
به تو خلقی نگرانند ز هر بام و دری ۵
این جفاها که کشم از تو به عالم شب و روز
ترسم آخر که نماند ز وجودم خبری ۶
پیش شمشیر جفایت نبود «ترکی» را
به جز این پیکر مجروح بلاکش سپری ۷
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۷
۱۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۳۱ - بهشت جهان
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۳۳ - آهوی دشت ختن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.