هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از حاجب، بر بی‌اعتباری دنیا و برابری انسان‌ها در پیشگاه معشوق حقیقی تأکید دارد. شاعر از تظاهر و ادعای بی‌اساس دوری می‌کند و وحدت وجود و عشق حقیقی را ستایش می‌نماید. همچنین، به نکوهش زهد ریاکارانه و جهل پرداخته و رستگاری را در شناخت نفس و مهر و وفا می‌داند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادهای اجتماعی موجود در شعر نیاز به درک و بلوغ فکری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد قابل درک است.

شماره ۱۶ - چون مدعی از سر ننهی این من و ما را

چون مدعی از سر ننهی این من و ما را
بگذر تو از این دعوی بیهوده خدا را ۱

گر عزت و عزلت بود و علم و قناعت
از شاهی عالم نبود فرق گدا را ۲

سرداری و سرکاری عالم همه از ماست
کس با سر وپا نیست من بی سر و پا را ۳

یکسان بر دلدار بود شاه و گدا، زانک
یکسان نگرد شمس و قمر را و سما را ۴

دلدار همان جوهر فرد، است که در ماست
از اوست من و ما، من با صدق و صفا را ۵

زاهد ز در میکده بگذر که به بوئی
از دست دهی نخوت دستار و عبا را ۶

بیهوده کنی لعن به شیطان و ندانی
کز جهل تو نشناخته ای نفس دغا را ۷

این هستی عالم همه بی مصرف و سوداست
انسان نکند پیشه اگر مهر و وفا را ۸

چون کلک گهر سلک بنان تو ببوسد
موسی کند از شرم نهان دست و عصا را ۹

ساقی مکن اندیشه ز بی مهری دوران
زودآ، که ز دل دور، کنی جور و جفا را ۱۰

نی پست بود محرم اسرار، نه قاصد
محرم نتوان خواند به کوی تو صبا را ۱۱

زان شمع هدایت ز هدایت شده «حاجب »
خامش نکند باد بدان، شمع هدی را ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵ - تا پریشان به رخ آن زلف سمن ساست ترا
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - تا، به کی خورد بباید غم دانائی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.