هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، به زیبایی‌های معشوق و تأثیر عمیق عشق او بر دل شاعر می‌پردازد. شاعر از زلف و نگاه معشوق به عنوان نمادهای جذابیت و لطف یاد می‌کند و عشق را با عناصر طبیعی مانند خورشید و ماه مقایسه می‌کند. همچنین، اشاره‌ای به جنبه‌های عرفانی و تقدس عشق دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات شعر نیاز به درک ادبی و عاطفی بیشتری دارد.

شماره ۶۷ - دل را که ز مهر رخت آرام گهی نیست

دل را که ز مهر رخت آرام گهی نیست
جز در کنف زلف تو آرامگهی نیست ۱

با آنکه ندیده است ز چشم تو گهی خشم
از روی نظر لطف گهی هست گهی نیست ۲

کوبند شهان گر همه کوس لمن الملک
بالله چو تو در مملکت حسن شهی نیست ۳

امروز دراین عرصه بخونریزی عشاق
همچون صف مژگان تو جانا سپهی نیست ۴

خورشید فلک را که جهان زیر نگینست
جز خاک کف پای تو بر سر کلهی نیست ۵

دل را که کمند سر زلفت شده زنجیر
جز چاه زنخدان تو در پیش چهی نیست ۶

تا شعشعه نور علی رخ نفروزد
تابان بفلک مشعله مهر و مهی نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۶ - ما را که بجز بر رخ خوبت نظری نیست
گوهر بعدی:شماره ۶۸ - اکنون که چمن بساط آراست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.