هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از سوزش عشق و درد فراق سخن میگوید. شاعر از سوزش درونی خود مینالد و بیم آن دارد که این آتش به معشوق نیز سرایت کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند نور علی و وادی ایمن دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارند.
شماره ۱۰۱ - مرا گر پای تا سر تن بسوزد
مرا گر پای تا سر تن بسوزد
ترا کی دل بحال من بسوزد ۱
مزن بر آتشم دامن که ترسم
ترا از شعله اش دامن بسوزد ۲
بتن تابی که دارم از تب عشق
عجب نبود که پیراهن بسوزد ۳
بهر روزن که از دل دود آهم
برون آرد سر آن روزن بسوزد ۴
بگلشن گر رسد بوئی ز داغم
هزاران لاله از گلشن بسوزد ۵
بترس از برق آه خوشه چینان
که میترسم ترا خرمن بسوزد ۶
دل از نور علی موسی جان را
چو نخل وادی ایمن بسوزد ۷
ترا کی دل بحال من بسوزد ۱
مزن بر آتشم دامن که ترسم
ترا از شعله اش دامن بسوزد ۲
بتن تابی که دارم از تب عشق
عجب نبود که پیراهن بسوزد ۳
بهر روزن که از دل دود آهم
برون آرد سر آن روزن بسوزد ۴
بگلشن گر رسد بوئی ز داغم
هزاران لاله از گلشن بسوزد ۵
بترس از برق آه خوشه چینان
که میترسم ترا خرمن بسوزد ۶
دل از نور علی موسی جان را
چو نخل وادی ایمن بسوزد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰ - روی تو چو ماه انور آمد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲ - روی او بی نقاب خوش باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.