هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و مستی ناشی از بادهگساری سخن میگوید. او از حالتی روحانی و فرامادی صحبت میکند که در آن همه آرزوهایش محقق شده و به وحدت وجود پی میبرد. در پایان، از مستی و بیخودی خود سخن میگوید.
رده سنی:
18+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی پیچیده و اشاره به مصرف شراب است که برای درک و تحلیل مناسب، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و تجربه کافی دارد.
شماره ۱۴۰ - دوشم از مهر آمد اندر بر
دوشم از مهر آمد اندر بر
دلبر دل گشا و جان پرور ۱
ساقی حسن بزم آرایش
باده جلوه ریخت در ساغر ۲
بیکی جرعه ام در این عالم
برد یکسر به عالم دیگر ۳
وه چه عالم که هر چه دل میخواست
آمدش جزء و کل همه بنظر ۴
آتش نیستی زبانه کشید
سوخت خاشاک هستیم یکسر ۵
چون بخود باز آمدم دیدم
جز یکی نیست مظهر مظهر ۶
بسکه مست ویم چه نور علی
سرندانم زپا و پا از سر ۷
دلبر دل گشا و جان پرور ۱
ساقی حسن بزم آرایش
باده جلوه ریخت در ساغر ۲
بیکی جرعه ام در این عالم
برد یکسر به عالم دیگر ۳
وه چه عالم که هر چه دل میخواست
آمدش جزء و کل همه بنظر ۴
آتش نیستی زبانه کشید
سوخت خاشاک هستیم یکسر ۵
چون بخود باز آمدم دیدم
جز یکی نیست مظهر مظهر ۶
بسکه مست ویم چه نور علی
سرندانم زپا و پا از سر ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - زانسان که بوسه از لب دلبر بود لذیذ
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - کرده شهنشاه عشق درحرم دل ظهور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.