۹۰ بار خوانده شده

شمارهٔ ۱۷۶

هر که در کوی او بود بارش
کی بود آرزوی گلزارش

کوی او گلشنی است کز خوبی
کرده آرایش جهان خوارش

قوت جان و قوت روح آمد
بوی شیراز لب شکر بارش

سرو قدش که غیرت طوبی است
برده دل ها خرام رفتارش

سوزدم هر سحر چو پروانه
شمع محفل فروز رخسارش

کیست آنکس که خط و خالش دید
در دل و جان نشد گرفتارش

ریزدم خون ز خنجر مژگان
بیگنه ترک چشم خونخوارش

ماه زهره جبین ما را کیست
مشتری تا شود خریدارش

مژده ساقی که خرقه پوشی باز
فرش میخانه گشت دستارش

کلک من طوطی شکر خائیست
کاب حیوان چکد ز منقارش

غیر نور علی که میبارد
نفس عیسوی ز گفتارش
اگر سوالی داری، اینجا بپرس.
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۷۵
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۷۷
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.