هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و زیبایی معشوق خود سخن می‌گوید و از تأثیر عمیق این عشق بر روح و جان خود می‌نالد. او از هجران و دوری معشوق شکایت دارد، اما در عین حال، مهر و محبت او را نیز ستایش می‌کند. شاعر از زیبایی و جمال معشوق چنان متأثر است که جهان را در سایهٔ روی او می‌بیند و هر ذره را راهی به سوی وصال او می‌داند. زبانش از توصیف این عشق و زیبایی عاجز است و دلش در پر و بال طاووس حسن معشوق گم شده است. در نهایت، شاعر از رحمت و فیض معشوق سخن می‌گوید و از نور تجلی او در دل خود یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهٔ عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۴ - نموده رخش تا جمالی مرا

نموده رخش تا جمالی مرا
بدل بسته نقش خیالی مرا ۱

ز هجرش چه نالم که مهرش نمود
زهر ذره راه وصالی مرا ۲

نماید جهان جمله پیش نظر
ز خورشید رویش ظلالی مرا ۳

زبان را چه یارا که گوید جواب
کند از لبش گر سؤالی مرا ۴

ز طاوس حسنش چگویم که دل
ز کف برده پر و بالی مرا ۵

دراین پرده نقش دو کون از رخش
بود در نظر خط و خالی مرا ۶

چه کم گردد از کوثر رحمتش
بکام ار بریزد زلالی مرا ۷

چه نور از تجلی نورش بدل
رسد هر نفس طرفه حالی مرا ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳ - برافکن پرده از رخسار یارا
گوهر بعدی:شماره ۵ - روا مدار که با خنجر ستم ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.